من می گویم ...

من می گویم زن اگر زن باشد ...

 

باید بشود روی عاشقیش حساب کرد ...

 

که باید عاشقی کردن بلد باشد ...

 

که جا نزند ، جا نماند، جا نگذارد ...

 

که بداند مرد هم آدم است دیگر !...

 

گاهی باید لوسش کرد ، گاهی باید نازش را کشید ...

 

وگاهی باید به پایش صبر کرد ...

 

حتی من میگویم زن اگز زن باشد ...

 

از دوستت دارم گفتن نمی ترسد ...

 


تو میگویی خوش به حال زنی که عاشق مردی نباشد !!!...

 

بگذار دنبالت بدوند !...

 


و من نمیفهمم این که داری حرفش را میزنی ...

 

زندگی ست یا مسابقه اسب دوانی !!!...

 

من نمی فهمم  چرا هیچ کس بر نمی دارد بنویسد از مردها ...

 


از چشم ها و شانه ها و دست هایشان ...

 

از آغوششان ، از عطر تنشان ، از صدایشان ...

 

پر رو می شوند ؟ خب بشوند !...

 

مگر خود شما با هر "دوستت دارمی" تا آسمان نرفته اید ؟!...

 

مگر ما به اتکاء همین دست ها ، همین نگاه ها ...

 

همین آغوش ها در بزنگاه زندگی سر پا نمانده ایم ؟؟؟...

 

من راز این دوست داشتن های پنهانی را نمیفهمم !...

 

من نمی فهمم زن بودن با سنگین رنگین بودن ، با سکوت ،

 

با انفعال چه ارتباطی دارد ؟!!!...

 


من بلد نیستم در سایه دوستش داشته باشم !...

 

من میخواهم خواستنم گوش فلک را کر کند ...

 

من میخواهم "مَردَم" دلش غنج برود از اینکه ،

 

بداند جایی "زنی" دوستش دارد ...

 

من میخواهم زن باشم ...

 

بگذار همه دنیا بداند مردی این حوالی ،

 

دارد ، دوستت دارم های مرا با خود می برد ...

 

 

/ 42 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

بسيار زيبا دوست بيشه اي عزيزم خيلي خيلي زيبا بود [گل]

سمیعی

سلام به رها خانم بزرگوار. احسنت به شما. موفق باشید اگر لایق دونستید به وبلاگ این حقیر هم سری بزرنید و نورانی بفرمایید. یاعلی[گل]

فروشگاه کلکسیون

با اجازه ی نویسنده ی محترم وبلاگ: تزئينات خوشگل و تخصصی جشن نی نی ها و بزرگتر ها لوازم دكوری منزل انواع CD و DVD های آموزشی يادبود های نامزدی-عروسی و تولد بيسکوئيت و کيک و کاپ کيک های فانتزی انواع کارت دعوت و کارت پستال و کارت تشکرهای فانتزی عروسک های خارجی لوازم دکوری جهيزيه عروس و لوازم عقد ( جاحلقه ای، ست های زيبای عقد ... ) http://www.colecsion.com/

مجید

سلام.تو وبت یه جمله خوندم که خیلی به دلم نشست و به تنهاییم قوت داد.جمله ایی که خدا هم تنهاییشو فریاد میزنه.ولی امان از دل تنها ممنون

Rain boy

روزهای بــــــــارانی را خیــــــــلی دوست دارم معلــــــــوم نمی شود منتظر تاکسی هسی یا آواره خیابان ها روی گونه ات اشک هست! یا قطره های باران....

Rain boy

کوتاه کن کلام...، بماند بقیه‌اش! مرده است احترام...، بماند بقیه‌اش! از تیرهای حرمله یک تیر مانده بود آن هم نشد حرام...، بماند بقیه‌اش! هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت؛ آمد به انتقام... بماند بقیه‌اش! شمشیرها تمام شد و نیزه‌ها تمام شد سنگ‌ها تمام...، بماند بقیه‌اش! گویا هنوز باور زینب نمی‌شود بر سینه‌ی امام؟!... بماند بقیه‌اش! پیراهنی که فاطمه با گریه دوخته، در بین ازدحام... بماند بقیه‌اش! راحت شد از حسین همین که خیال‌شان شد نوبت خیام...، بماند بقیه‌اش! از قتل‌گاه آمده شمر و ز دامنش خون علی‌الدوام...!! بماند بقیه‌اش! سر رفت... آه بعد هم انگشت رفت...! کاش از پیکر امام...، بماند بقیه‌اش! بر خاک خفته‌ای و مرا می‌برد عدو؛ من می‌روم به شام... بماند بقیه‌اش! دل‌واپسم برای سرت روی نیزه‌ها، از سنگ پشت‌بام... بماند بقیه‌اش! حالا قرار هست کجاها رود سرش!؛ از کوفه تا به شام... بماند بقیه‌اش! تنها اشاره‌ای کنم و رد شوم از آن: از روی پشت بام... بماند بقیه‌اش! قصه به «سر» رسید وَ تازه شروع شد! شعرم نشد تمام...!... بماند بقیه‌اش!

Rain boy

همون روزی که دستمو گرفتی و گفتی تا آخرش هستم تصویری از آخر راه دوتامونو دیدم ..چقدر شبیه این روزا بود اون تصویر!! راسش .. . آرزوی من یه عشق ابدی بود بدون آخر و پایان !

Rain boy

+از شیخ بهایی پرسیدند :سخت میگذرد چه باید کرد؟ گفت:خودت میگویی سخت میگذرد سخت که نمی ماند! پس خدارو شکر که می گذرد ونمی ماند...!

آرش

سلام. اگه واقعا خانم هستی باهام در ارتباط باش و ایمیل بزن

samira

na...........vali man tanhayi mikham...dokhtar ro bishtar mipasandam