وقتی دروغ می گویم، دوستم می دارند! راست که می گویم، بیزارند! ...
 
 
 
نویسنده : رها
تاریخ : ۸ دی ۱۳٩٠
نظرات

گاهی ...

دلـت بهانه هــایی می گیرد که خودت انگشت به دهــان می مانی !

گاهی ...

دل تنگی هــایی داری که فقط باید فریادشــان بزنی اما سکوت می کنی


گاهی ...

پشیمانی از کرده و ناکرده ات ...


گاهی ...

دلـت نمی خواهــد دیروز را به یاد بیاوری , انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که ...


گاهی ...

فقط دلـت می خواهد زانوهـایت را تنگ در آغوش بگیری , و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای ... بنشینی و فقط نگاه کنی

گاهی ...

چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شـــــود

گاهی ...

دل گیری , شاید از خودت ...

شایــــد ... !

 


برچسب‌ها: گاهی, دل, دلتنگی, شاید
نویسنده : رها
تاریخ : ٥ مهر ۱۳٩٠
نظرات

وقتی خاطراتت زیاد می شه، دیوار اتاقت پر عکس می شه ...

ولی ...

همیشه دلت واسه کسی تنگ می شه که "نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی" ...

 

http://www.technolife.ir/upload/blog/8b0//8b03e2cd42a74e4a8ce85ab1b29b2a24.jpg


برچسب‌ها: دلتنگی, خاطره, دیوار, عکس
نویسنده : رها
تاریخ : ٢٠ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

 اگه روزی دلم گرفت

یادم باشد

که خدا با من است

که فرشته ها برایم دعا می کنند

که ستاره ها

شب را برایم روشن خواهند کرد

یادم باشد

که قاصدکی در راه است

که بهار نزدیک است

که فردا منتظرم می ماند

که من راه رفتن می دانم و دویدن

و جاده ها

قدم هایم را شماره خواهند کرد

اگه روزی دلم گرفت

یادم باشد

که خدای من اینجاست

همین نزدیکیها

و من ... تنها ... نیستم

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: خدا, دلتنگی, تنهایی, شعر
نویسنده : رها
تاریخ : ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
نظرات

شاعر نیستم اما شعر میگویم

خواننده نیستم اما میخوانم

مومن نیستم اما خدا را عبادت میکنم

نویسنده نیستم اما مینویسم

من آنم که سینه اش غمها برای گفتن دارد

اگر کسی را نداشته باشم خدا را دارم

من آنم که ناشناس بودن را دوست دارم

من آنم که از دل مینویسم

اما انگار کسی دل ندارد که حرفم را بداند


http://www.betterphoto.com/uploads/processed/0018/0406190225341image-532.jpg


برچسب‌ها: تنهایی, دلتنگی, خدا, دل
نویسنده : رها
تاریخ : ٢۳ تیر ۱۳٩٠
نظرات

و اینک باران

بر لبه پنجره ی احساسم می نشیند

و چشمانم را نوازش می دهد

تا شاید از لحظه های دلتنگی عبور کنم ...


برچسب‌ها: دلتنگی, باران, احساس
 
 
وبت که دیگه آپ نیست، ورودی کامنت هایت را هم بسته ای، ورودی دلت را چه میکتی؟ یه چیزایی تو پروفایلت دیگه نیست! اینجوری منوهای شناسنامه ات را بسته ای؟ فایلهای احساست را چه میکنی؟ فکری به حال دل ما کرده ای؟ گمان نکنم!!! چون ایرانسلت را هم خارج از دسترس کرده ای ... با خودت قهری یا با من؟! نیا! غریبی کن اما ... عطر حضور سابقت هنوز در نت هست ... کامنت های گذریت را میخوانم، برای من فرستاده ای یا برای احساس خودت؟! کامنت هایت را میگویم که یکطرفه است! همانها را هم شاید هر ساعت میخوانم ... فراموش که نمیشوی این قسم به احساس خودت ... لااقل سکوتت را بشکن، بشکن این شکستن مرا! انگار اتوبانت از زنگان به احساسم یکطرفه است!!! عوارضی دلت را چه میکنی؟ کامنت ها را می بندی؟ دلم را که با نبودنت شکسته ای ... با دل خود چه کرده ای؟؟؟!!! من هنوز تو را چشم در راهم ... و مشامم به تمنای عطر گل محمدی. راستی خواهش میکنم تمنا دارم، پروفایل احساست را بی خیال اصلاح شو ...

رها