وقتی دروغ می گویم، دوستم می دارند! راست که می گویم، بیزارند! ...
 
 
 
نویسنده : رها
تاریخ : ٢٠ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

 اگه روزی دلم گرفت

یادم باشد

که خدا با من است

که فرشته ها برایم دعا می کنند

که ستاره ها

شب را برایم روشن خواهند کرد

یادم باشد

که قاصدکی در راه است

که بهار نزدیک است

که فردا منتظرم می ماند

که من راه رفتن می دانم و دویدن

و جاده ها

قدم هایم را شماره خواهند کرد

اگه روزی دلم گرفت

یادم باشد

که خدای من اینجاست

همین نزدیکیها

و من ... تنها ... نیستم

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: خدا, دلتنگی, تنهایی, شعر
نویسنده : رها
تاریخ : ۱ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

قرآن ! من شرمنده توام ...

اگر از تو آواز مرگی ساخته ام؛

که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود

همه از هم میپرسند : " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی

"که می پنداریم خدا  تو را برای مردگان ما نازل کرده است."


قرآن ! من شرمنده توام ...

اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام؛

یکی ذوق میکند که تو را بر روی برنج نوشته،

‌یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده،‌

یکی ذوق میکند که تو را با طلا نوشته،

‌یکی به خود میبالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده،

و ... !

آیا واقعا خدا ترا فرستاده  تا موزه سازی کنیم ؟!


قرآن ! من شرمنده توام ...

اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند،

‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند؛

اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند: " احسنت ...! "

گویی مسابقه نفس است ...


قرآن !‌ من شرمنده توام ...

اگر به یک فستیوال مبدل شده ای؛

حفظ کردن تو با شماره صفحه،

‌خواندن تو آز آخر به اول،

‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟

ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند،‌ حفظ  کنی،

تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند.


خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو.

آنانکه وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.

آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم ...


و حالا از کم کاری خودم شرمنده باشم یا توهین دیگران؟ ...

.دکتر علی شریعتی.


http://www.sobhezohour.com/Images/Pic4main/ShiaCalendar-M09-20090217010530-big.jpg


نویسنده : رها
تاریخ : ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
نظرات

شاعر نیستم اما شعر میگویم

خواننده نیستم اما میخوانم

مومن نیستم اما خدا را عبادت میکنم

نویسنده نیستم اما مینویسم

من آنم که سینه اش غمها برای گفتن دارد

اگر کسی را نداشته باشم خدا را دارم

من آنم که ناشناس بودن را دوست دارم

من آنم که از دل مینویسم

اما انگار کسی دل ندارد که حرفم را بداند


http://www.betterphoto.com/uploads/processed/0018/0406190225341image-532.jpg


برچسب‌ها: تنهایی, دلتنگی, خدا, دل
نویسنده : رها
تاریخ : ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
نظرات

از من بگیر آنچه تو را از من می گیرد.

http://www.tebyan-zn.ir/images/c0df7dc7-800d-4fda-b0af-ff66f796f6c6.jpg


برچسب‌ها: خدا, عشق, ماه رمضان
نویسنده : رها
تاریخ : ٢۱ خرداد ۱۳٩٩
نظرات

حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید ...



برچسب‌ها: خدا, عشق, دوست داشتن
 
 
وبت که دیگه آپ نیست، ورودی کامنت هایت را هم بسته ای، ورودی دلت را چه میکتی؟ یه چیزایی تو پروفایلت دیگه نیست! اینجوری منوهای شناسنامه ات را بسته ای؟ فایلهای احساست را چه میکنی؟ فکری به حال دل ما کرده ای؟ گمان نکنم!!! چون ایرانسلت را هم خارج از دسترس کرده ای ... با خودت قهری یا با من؟! نیا! غریبی کن اما ... عطر حضور سابقت هنوز در نت هست ... کامنت های گذریت را میخوانم، برای من فرستاده ای یا برای احساس خودت؟! کامنت هایت را میگویم که یکطرفه است! همانها را هم شاید هر ساعت میخوانم ... فراموش که نمیشوی این قسم به احساس خودت ... لااقل سکوتت را بشکن، بشکن این شکستن مرا! انگار اتوبانت از زنگان به احساسم یکطرفه است!!! عوارضی دلت را چه میکنی؟ کامنت ها را می بندی؟ دلم را که با نبودنت شکسته ای ... با دل خود چه کرده ای؟؟؟!!! من هنوز تو را چشم در راهم ... و مشامم به تمنای عطر گل محمدی. راستی خواهش میکنم تمنا دارم، پروفایل احساست را بی خیال اصلاح شو ...

رها