وقتی دروغ می گویم، دوستم می دارند! راست که می گویم، بیزارند! ...
 
 
 
نویسنده : رها
تاریخ : ٢۸ امرداد ۱۳٩۱
نظرات

اگر یک خانم مشغول رانندگی باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرواش بریده و نمی گیرد چکار می کند؟!


* قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود.

* سعی می کند یک دستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرواش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد.

* در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد.

* نذر می کند که زنده بماند.



هنگامی که یک خانم راهنمای سمت چپ خودرواش را می زند، این به چه معناست؟!


* یعنی می خواهد به سمت راست برود.

* یعنی می خواهد شیشه سمت چپش را پایین بیاورد.

* یعنی می خواهد پشت فرمان، موبایلش را درآورده و با همسرش تماس بگیرد.

* یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند.



اگر یک خانم در حین رانندگی بخواهد از بین دو خودروی در حال حرکت عبور کند چکار می کند؟!


* بعد از کندن آینه بغل جفت خودروها از بین شان عبور می کند.

* به خودروی سمت راست می کوبد بعد به خودروی سمت چپ سپس با همسرش تماس می گیرد.

* ابتدا جوری به خودروی سمت راست می زند که او منحرف شود و به خودروی سمت چپ برخورد کند. سپس از روی دو خودرو عبور می کند.

* یک بوق می زند و راننده دو خودرو متوجه می شوند او خانم است. سریعا به او راه می دهند که برود.

 

زمانی که یک خانم پشت فرمان خودرو نشسته و خودرواش با سرعتی بیش از 20 کیلومتر در حرکت است این به چه معناست؟!


* یعنی پاشنه کفشش روی پدال گاز گیر کرده.

* یعنی با همسرش تماس گرفته و فهمیده که او با یک خانم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است.

* یعنی یادش آمده که بچه اش را داخل ماشین لباسشویی جا گذاشته.

* یعنی پشت فرمان خوابش برده.



معمولا یک خانم راننده وقتی خودرواش پنچر می شود چکار می کند؟!


* ابتدا سعی می کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را بپوشاند.

* تا اولین آپاراتی با پنچری راه می رود تا پدر لاستیک و تیوپ و رینگ در بیاید.

* به آتش نشانی زنگ می زند.

* ماشین را وسط خیابان رها می کند و با همسرش تماس می گیرد.

 


نویسنده : رها
تاریخ : ٢٥ امرداد ۱۳٩۱
نظرات

... تمام عمر پای آینه بودن!

... پنکیک زدن به جای صورت شستن!

... کله قند و لی لی لی لی …

... پس این چایی چی شد؟؟!

... الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت!

... همونی باشی که مادر و خاله و عمه ت هستن!

... انتظار خواستگار مایه دار!

... چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!

... دختر و چه به رانندگی؟ تو باید ماشین لباسشویی برونی!

... باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی!

... نخواستن و خواسته شدن!

... حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه!

... شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده ۱۲ میلیون؟

... ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!

... به به چه خانوم خوشگلی ... هزار ماشالااااااا …

... برو تو ، دم در وای نستا!

... لباست ۴ متر و نیم پارچه ببره!

... خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!

... کجا داری میری؟!

... تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!

... کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟! گوشیتو بده ببینم!

... خیلی خودسر شدی!

... اول ناموس پدر و برادر بعد هم ناموس شوهر!

... با لباس سفید اومدن با کفن رفتن!

... چون پیر شدم میخواد طلاقم بده رفته صیغه کرده!

... فقط میتونی معشوق باشی ... عاشق شدن هرگز!

... اجازه گرفتن واسه همه چی ، حتی برای نفس کشیدن !!!

دختر بودن یعنی ...

وا یعنی چی کتکت میزنه مگه کم تو خونه از بابات خوردی ... برو سر خونه زندگیت ... مردم حرف در میارن !!! …

 


نویسنده : رها
تاریخ : ۱۸ امرداد ۱۳٩۱
نظرات

به سر آستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب،

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری،

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند،

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده،

به دستان پدرت ...

به جارو کردن مادرت ...

به همسایه ای که هر صبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس،

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سر دارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،

به پلیسی که سر چهارراه با کلاه صورتش را باد می زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده،

به مسافری که سوار تاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای پر کنی،

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی،

نخند ...

نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!...

که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!!!

آدمهایی که هرکدام برای خود و خانواده ای همه چیز و همه کسند!...

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بار می برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جار می زنند،

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند!!!...

خیلی ساده ...


برچسب‌ها: بیاندیش, نخند, خجالت, زحمت
نویسنده : رها
تاریخ : ۱۳ امرداد ۱۳٩۱
نظرات

سلام، هموطنان عزیزم؛

خوبید؟ اوضاع خوبه؟

شنیدم یارانه میگیرید!

آب و برق هم که مجانی شد!

راستی گوشت آلان کیلویی چنده؟

شنیدم بعد از رفتن من دیگر در ایران کسی دزدی نکرده!

شنیدم ایران زده تو دهن روسها و ۱۰ درصد دریای خزر را گرفته!!!

واقعا دم شان گرم، چه قدرتی!

به مقام آدمیت هم که رسیدید!...

رئیس جمهور را هم هر ۴ سال خودتان انتخاب میکنید!

دلار از ۷ تومن کمتر شده، مگه نه؟

آزادی‌هاتون هم که تکمیل شده!!!

شنیدم ... هیچ گرسنه‌ای ندارید!

تابستونا و عیدا هم که میرین مسافرت خارج!

خدارو شکر حقوق زنها هم با مردان برا بر شده!

مدرسه و دانشگاه هم که کلاً رایگان شده و مهمتر از همه فرار مغز‌ها هم ندارین!

دیگه هزارفامیل با شما کاری نداره و همه تون حقوق مساوی دارین!

دیگه اونقدر قوی شدین که اجازه نمیدین کسی بنزین را دهشاهی گرون کنه؟!

راستی ارزش پول ملی تون چقدر زیاد شده!...

میخواهید سه صفر ازش کم کنید؟

شنیدم الان دیگه کسی مشروب نمیخوره!!!...

مواد هم مصرف نمیکنه؟!

ارتش هم که اونقدر قوی شده که نگو! پر از تیمسارهای دوره دیده و افراد وطن پرسته!

دانشگاه پشت دانشگاه افتتاح میکنین!

اورانیوم هم غنی میکنین!

هواپیمایی هما هم که روزبروز بهتر شده!

دو سه تا امام به ۱۲ امام اضافه کردین!

خلاصه ببخشید دیگه؛ من مملکت داری بلد نبودم!!!

"محمدرضا پهلوی"


نویسنده : رها
تاریخ : ٢ امرداد ۱۳٩۱
نظرات

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟

پسر: آره عزیز دلم...

دختر: منتظرم میمونی؟

پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند...

پسر: منتظرت میمونم عشقم...

دختر: خیلی دوستت دارم...

پسر: عاشقتم عزیزم...

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد.

پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی.

دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه...

به همین راحتی گذاشت و رفت؟

پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟

دختر: بی درنگ که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود و بی امان گریه میکرد.

پرستار: شوخی کردم بابا! رفته دستشویی الان میآد...


نویسنده : رها
تاریخ : ٦ خرداد ۱۳٩۱
نظرات

روزی خانمی در حال بازی گلف بود که توپش تو جنگل افتاد.

او دنبال توپ رفت و دید که یک قورباغه در تله گیر کرده است.

قورباغه به او گفت : اگر مرا از این تله آزاد کنی سه آرزوی تو را برآورده می کنم.

زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : "متشکرم" ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست.

هر آرزویی داشته باشی شوهرت 10 برابر آن را میگیرد.

زن گفت : اشکال ندارد!

زن برای اولین آرزویش میخواست که زیباترین زن دنیا شود!

قورباغه اخطار داد که شما متوجه هستید با این آرزو شوهر شما نیز جذابترین مرد دنیا می شود و تمام زنان به او جذب خواهند شد؟

زن جواب داد : اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه میکند!

بنابراین اجی مجی ... و او زیباترین زن جهان شد!

برای آرزوی دوم خود، زن میخواست که ثروتمندترین زن جهان باشد!

قورباغه گفت : این طوری شوهرت ثروتمندترین مرد جهان خواهد شد و او 10 برابر از تو ثروتمندتر می شود.

زن گفت اشکالی ندارد! چون هرچه من دارم مال اوست و هرچه او دارد مال من است...

بنابراین اجی مجی ... و او ثروتمندترین زن جهان شد!

سپس قورباغه از آرزوی سوم زن سوال کرد و او جواب داد:

من دوست دارم که یک سکته قلبی خفیف بگیرم و شوهرم...!!!


نویسنده : رها
تاریخ : ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات

مکالمه دو پسر:

پسر اول: چقدر خپل شدی مرتیکه … شبیه خرسای قطبی شدی الاغ ... کمتر بخور ، از صبح تا شب مثل گاو آت و آشغال میخوری معلومه اینقدر دایره میشی دیگه …

پسر دوم : خفه شو عوضی. حرف تو زر مفت هم نیست ...

(محکم تر شدن دوستی بین دو پسر و تموم شدن مکالمه با خنده)



مکالمه دو دختر:

دختر اول: خوشگلم یه مقدار تپل شدی ولی بهت میاد عزیزم …

دختر دوم: تو هم دماغت بعد عمل یه ذره زیادی کوچیک شده ولی بازم خوشگلی نانازم

(از فردای روز مکالمه هیچ رابطه ای بین دو دختر مشاهده نشده)


برچسب‌ها: طنز, دوستی, دختر, پسر
نویسنده : رها
تاریخ : ۱٤ فروردین ۱۳٩۱
نظرات
www.taknaz.ir 24 ساعت زندگی دانشجویی !!! + عکس

برچسب‌ها: چرخه, زندگی, دانشجو, طنز
نویسنده : رها
تاریخ : ٦ فروردین ۱۳٩۱
نظرات

اصول نه گانه مدیریت دولتی در ایران :

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران

 

اصول و آداب مدیریت دولتی در ایران


نویسنده : رها
تاریخ : ٢٩ اسفند ۱۳٩٠
نظرات

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

 کاسب پیر دگر باره جوان خواهد شد!

من و تو غمزده از این همه خرج شب عید

 لیکن او صاحب یک سود کلان خواهد شد

موسم دلخوری و گیجی آن اهل حقوق

 وقت بشکن زدن پیشه وران خواهد شد

حرف عیدی نزنی پیش خسیس الدوله

 که کند سکته و درخاک نهان خواهد شد

اول عید ، حقوق من و تو نفله شود

 سرمان باز دچار دَوران خواهد شد

باز ذکر « چه کنم ، آی چه کنم » می گیریم

 قلبمان نیز دچار ضربان خواهد شد

مخمان سوت زد از قیمت شیرینی جات

 کم کمک قیمت آن ، قیمت جان خواهد شد

مرد در « خانه تکانی » شده شاگرد زنش

 دم عید است و چنان رفتگران خواهد شد

از هجوم فک و فامیل فلان شهر به « ده »

 چون هتل ، خانه ی مشدی رمضان خواهد شد

 


برچسب‌ها: سال نو, عید, نوروز, طنز


 
 
وبت که دیگه آپ نیست، ورودی کامنت هایت را هم بسته ای، ورودی دلت را چه میکتی؟ یه چیزایی تو پروفایلت دیگه نیست! اینجوری منوهای شناسنامه ات را بسته ای؟ فایلهای احساست را چه میکنی؟ فکری به حال دل ما کرده ای؟ گمان نکنم!!! چون ایرانسلت را هم خارج از دسترس کرده ای ... با خودت قهری یا با من؟! نیا! غریبی کن اما ... عطر حضور سابقت هنوز در نت هست ... کامنت های گذریت را میخوانم، برای من فرستاده ای یا برای احساس خودت؟! کامنت هایت را میگویم که یکطرفه است! همانها را هم شاید هر ساعت میخوانم ... فراموش که نمیشوی این قسم به احساس خودت ... لااقل سکوتت را بشکن، بشکن این شکستن مرا! انگار اتوبانت از زنگان به احساسم یکطرفه است!!! عوارضی دلت را چه میکنی؟ کامنت ها را می بندی؟ دلم را که با نبودنت شکسته ای ... با دل خود چه کرده ای؟؟؟!!! من هنوز تو را چشم در راهم ... و مشامم به تمنای عطر گل محمدی. راستی خواهش میکنم تمنا دارم، پروفایل احساست را بی خیال اصلاح شو ...

رها