وقتی دروغ می گویم، دوستم می دارند! راست که می گویم، بیزارند! ...
 
 
 
نویسنده : رها
تاریخ : ٢٤ آذر ۱۳٩٠
نظرات

دخترها نمی‌توانند ...

۱- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجه نکنند!

۲- با دیدن یکی خوش تیپ‌تر از خودشون، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند!

۳- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه ۶۰ سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند!

۴- روزی ۲۴ ساعت با تلفن حرف نزنند!

۵- روزی ۳۰-۴۰ هزار تومان آت و اشغال نخرند!

۶- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو سوراخ نکنند!

۷- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشگلی نکنند و فکر نکنند که مادر زادی همینجوری بودن!

۸- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سکته نکنند!


پسرها نمی‌توانند ...

۱- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!

۲- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند!

۳- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند!

۴- در میهمانیها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنند و چرت و پرت نگویند!

۵- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند!

۶- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراواتقهوه‌ای نزنند!

۷- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!

۸- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند!

۹- چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند!


برچسب‌ها: دختر, پسر, طنز, دختر و پسر
نویسنده : رها
تاریخ : ٧ آذر ۱۳٩٠
نظرات

دلم میخواد یواشکی دست توی قندون ببرم ... رو دیوار با ماژیک خط بکشم!


دلم میخواد از تاریکی بترسم ... تو شلوارم جیش کنم!


دلم میخواد جیغ خوشحالی بکشم ... آب بازی کنم!


دلم میخواد لباسامو کثیف کنم ... از مامانم کتک بخورم!


دلم میخواد کتابای خواهرمو پاره کنم ... تابستونا جوجه ماشینی بخرم!


دلم میخواد شستمو بخورم ... تو پریز برق دست کنم!


اما حیف! تا میام دو دقیقه بچگی کنم، یادم می افته بزرگ شدم ...



نویسنده : رها
تاریخ : ٢ آذر ۱۳٩٠
نظرات

سه تا زن انگلیسی، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.

زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم!

روز بعد خبری نشد، روز بعدش هم همینطور.

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود.

زن انگلیسی گفت:

من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم!

اما روز اول چیزی ندیدم!

روز دوم هم چیزی ندیدم!

روز سوم هم چیزی ندیدم!

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم !!!


 
 
وبت که دیگه آپ نیست، ورودی کامنت هایت را هم بسته ای، ورودی دلت را چه میکتی؟ یه چیزایی تو پروفایلت دیگه نیست! اینجوری منوهای شناسنامه ات را بسته ای؟ فایلهای احساست را چه میکنی؟ فکری به حال دل ما کرده ای؟ گمان نکنم!!! چون ایرانسلت را هم خارج از دسترس کرده ای ... با خودت قهری یا با من؟! نیا! غریبی کن اما ... عطر حضور سابقت هنوز در نت هست ... کامنت های گذریت را میخوانم، برای من فرستاده ای یا برای احساس خودت؟! کامنت هایت را میگویم که یکطرفه است! همانها را هم شاید هر ساعت میخوانم ... فراموش که نمیشوی این قسم به احساس خودت ... لااقل سکوتت را بشکن، بشکن این شکستن مرا! انگار اتوبانت از زنگان به احساسم یکطرفه است!!! عوارضی دلت را چه میکنی؟ کامنت ها را می بندی؟ دلم را که با نبودنت شکسته ای ... با دل خود چه کرده ای؟؟؟!!! من هنوز تو را چشم در راهم ... و مشامم به تمنای عطر گل محمدی. راستی خواهش میکنم تمنا دارم، پروفایل احساست را بی خیال اصلاح شو ...

رها