وقتی دروغ می گویم، دوستم می دارند! راست که می گویم، بیزارند! ...
 
 
 
نویسنده : رها
تاریخ : ٢٩ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

 سطل آشغال: وسیله ای است موجود در خیابان ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها !

مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می کند !

اوراقچی: تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا می داند !

حراج: اصطلاحی است که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می کنند …!

رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می روید خیلی زود می آید و زمانی که شما زود به اداره می روید یا دیر می آید و یا مرخصی است …!

بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری به روز ترین فحش های ۲۰۱۰ !

شب امتحان: شب التماس به درگاه خداوند !  شب توبه ! البته مجموعه برگه های کمک آموزشی (تقلب) هم بد نیست.

تحقیق: copy & paste کردن مقالات اینترنتی !
بیرون هم که پروژه می فروشن  … ۲۰ تا ۳۰ هزار تومن هلو !

گارانتی: یک اسم صرفا زیبا و خوش تلفظ که تنها کابرد آن در هنگام خرید است !


نویسنده : رها
تاریخ : ٢٦ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

زن مدل هارد دیسک: همه چی یادش می‌مونه، تا ابد!

زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از دیده برفت!

زن مدل ویندوز: همه می‌دونن که هیچ کاری رو درست انجام نمی‌ده، ولی کسی نمی‌تونه بدون اون سر کنه!

زن مدل اکسل: می‌گن خیلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نیاز اصلی‌تون ازش استفاده می‌کنین!

زن مدل اسکرین سیور: به هیچ دردی نمی‌خوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمی‌ره!

زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارین مشغوله!

زن مدل مولتی‌مدیا: کاری می‌کنه که چیزهای وحشتناک هم خوشگل بشن!

زن مدل سی‌دی درایو: هی تندتر و تندتر می‌شه!

زن مدل ایمیل: از هر ده ‌تا چیزی که می‌گه، هشت‌تاش بی‌خوده!

زن مدل ویروس: به نام «عیال» هم معروفه. وقتی که انتظارش رو ندارین، از راه می‌رسه، خودش رو نصب می‌کنه و از همه منابعتون استفاده می‌کنه. اگر سعی کنین پاکش کنین، یک چیزی رو از دست می‌دین، اگه هم سعی نکنین پاکش کنین، دار و ندارتون رو از دست می‌دین!


برچسب‌ها: انواع زن, زن, طنز
نویسنده : رها
تاریخ : ٢٠ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

 اگه روزی دلم گرفت

یادم باشد

که خدا با من است

که فرشته ها برایم دعا می کنند

که ستاره ها

شب را برایم روشن خواهند کرد

یادم باشد

که قاصدکی در راه است

که بهار نزدیک است

که فردا منتظرم می ماند

که من راه رفتن می دانم و دویدن

و جاده ها

قدم هایم را شماره خواهند کرد

اگه روزی دلم گرفت

یادم باشد

که خدای من اینجاست

همین نزدیکیها

و من ... تنها ... نیستم

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: خدا, دلتنگی, شعر, تنهایی
نویسنده : رها
تاریخ : ۱٩ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

این بار تو انتخاب شدی برای کشتن صدام

اجیر شده دست هوس به قیمت اشک چشام

عادت شده راحت بکش فکر عذاب من نباش

قلبم نمی ترسه بزن نگاه نکن به گریه هاش

 

بزن بزن آدمکش بزن تو با بی رحمی

بزن که من راحت شم از این وجود زخمی

بزن بزن آدمکش این اولین بارم نیست

گریه ام به حال دلته این گریه از رو غم نیست

 

http://www.howtogetexback.org/wp-content/uploads/2009/03/mend-broken-heart.jpg


نویسنده : رها
تاریخ : ۱٧ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

مردها کاین گریه در فقدان همســــــــر میکنند

بعد مرگ همســـــــر خود، خاک بر سر میکنند

خاک گورش را به کیسه، سوی منزل میبرند

دشت داغ سینــه ی خــود، لاله پرور میکنند

چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در مــیشوند

خاک زیر پای خود، از گریه، هــــی! تر میکنند

روز و شب با عکس او، پیوسته صحبت میکنند

دیده را از خون دل، دریای احمـــــر مــیکنند!

در میان گریه هاشان، یک نظر! با قصد خیـــــر!

بر رخ ناهیـد و مینـــــا و صنــــــوبر میکنند!

بعدِ چنـــدی کز وفات جانگــــــداز! او گذشـــت

بابت تسلیّت خــود! فکـــر دیگـــــر مـــیکنند

دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال

جانشیـــــن بی بدیل یار و همســــــر میکنند

کــج نیندیشید! فکــر همســــــر دیگر نیَند!

از برای بچه هاشان، فکر مـــادر مـــی کنند!!!

http://www.2khati.com/wp-content/uploads/2011/01/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC1.jpg


نویسنده : رها
تاریخ : ۱٥ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

دیروز را سوزاندیم برای امروز ...

امروزمان را گذراندیم برای فردا ...

و فردایمان دیروزی دیگر !!!

این است بازی پوچ ما انسانها ...

 

http://myview.persiangig.com/image/road_1.jpg


نویسنده : رها
تاریخ : ٧ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

 در کشور های خارجی :

 

مراحل شستن هواپیما

گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com

مراحل شستن هواپیما

مراحل شستن هواپیما

مراحل شستن هواپیما

مراحل شستن هواپیما

مراحل شستن هواپیما
 
 
و اما در ایران :
 
.
 
.
 
.
 
.
 
.
 

مراحل شستن هواپیما

برچسب‌ها: طنز, هواپیما, ایران, شستن
نویسنده : رها
تاریخ : ٦ شهریور ۱۳٩٠
نظرات


برچسب‌ها: طنز, قبله, نماز
نویسنده : رها
تاریخ : ٥ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

بچه بودم بادبادک های رنگی

دلخوشی هر روز و هر شبم بود

خبر نداشتم از دل آدما

چه بی بهونه خنده رو لبم بود

کاری به جز الک دولک نداشتم

بچه بودم به هیچی شک نداشتم

بچه بودم غصه وبالم نبود

هیچکی حریف شور و حالم نبود

بچه که بودم آسمون آبی بود

حتی شبای ابری مهتابی بود

بچگی و بچگیا تموم شد

خاطره های خوش رو دست من موند

تا اومدم چیزی ازش بفهمم

جوونی اومد و اونو با خودش برد

 

http://www.1doost.com/Files/Pictures/1388/12/12/Childhood/009.jpg


برچسب‌ها: بچگی, آدما, دلخوشی, جوونی
نویسنده : رها
تاریخ : ٢ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم :

 
عجب نقاشیه نکبت …
 
چه دست فرمونی داره توله سگ …
 
چقدر خوب میخونه بد مصب …
 
چه گیتاری میزنه ناکس …
 
استاده کامپیوتره لامصب …
 
موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شده …
 
عجب گلی زد بی وجدان …
 
بی شرف خیلی کارش درسته …
 
دوستت دارم وحشتناک …!

 

 
اما وقتی میخوایم فحش بدیم:

 
برو شازده …
 
چی میگی مهندس …
 
آخه آدم حسابی …
 
دکتر برو دکتر …
 
چطوری آی کیو ؟
 
به به! استاد معظم !
 
کجایی با مرام ؟
 
باز گلواژه صادر فرمودی ؟


برچسب‌ها: ایرانی, تعریف, طنز
نویسنده : رها
تاریخ : ۱ شهریور ۱۳٩٠
نظرات

قرآن ! من شرمنده توام ...

اگر از تو آواز مرگی ساخته ام؛

که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود

همه از هم میپرسند : " چه کس مرده است؟ "

چه غفلت بزرگی

"که می پنداریم خدا  تو را برای مردگان ما نازل کرده است."


قرآن ! من شرمنده توام ...

اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام؛

یکی ذوق میکند که تو را بر روی برنج نوشته،

‌یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده،‌

یکی ذوق میکند که تو را با طلا نوشته،

‌یکی به خود میبالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده،

و ... !

آیا واقعا خدا ترا فرستاده  تا موزه سازی کنیم ؟!


قرآن ! من شرمنده توام ...

اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند،

‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند؛

اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند: " احسنت ...! "

گویی مسابقه نفس است ...


قرآن !‌ من شرمنده توام ...

اگر به یک فستیوال مبدل شده ای؛

حفظ کردن تو با شماره صفحه،

‌خواندن تو آز آخر به اول،

‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟

ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند،‌ حفظ  کنی،

تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند.


خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو.

آنانکه وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.

آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم ...


و حالا از کم کاری خودم شرمنده باشم یا توهین دیگران؟ ...

.دکتر علی شریعتی.


http://www.sobhezohour.com/Images/Pic4main/ShiaCalendar-M09-20090217010530-big.jpg


 
 
وبت که دیگه آپ نیست، ورودی کامنت هایت را هم بسته ای، ورودی دلت را چه میکتی؟ یه چیزایی تو پروفایلت دیگه نیست! اینجوری منوهای شناسنامه ات را بسته ای؟ فایلهای احساست را چه میکنی؟ فکری به حال دل ما کرده ای؟ گمان نکنم!!! چون ایرانسلت را هم خارج از دسترس کرده ای ... با خودت قهری یا با من؟! نیا! غریبی کن اما ... عطر حضور سابقت هنوز در نت هست ... کامنت های گذریت را میخوانم، برای من فرستاده ای یا برای احساس خودت؟! کامنت هایت را میگویم که یکطرفه است! همانها را هم شاید هر ساعت میخوانم ... فراموش که نمیشوی این قسم به احساس خودت ... لااقل سکوتت را بشکن، بشکن این شکستن مرا! انگار اتوبانت از زنگان به احساسم یکطرفه است!!! عوارضی دلت را چه میکنی؟ کامنت ها را می بندی؟ دلم را که با نبودنت شکسته ای ... با دل خود چه کرده ای؟؟؟!!! من هنوز تو را چشم در راهم ... و مشامم به تمنای عطر گل محمدی. راستی خواهش میکنم تمنا دارم، پروفایل احساست را بی خیال اصلاح شو ...

رها